تبليغاتX
..::: Saman TM :::..
designer: - www.samant002.blogfa.com
منوي کاربري

پيغام مدير : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به اين وبلاگ خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد .

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

گلچين مطالب
چت بامديـــــر
اطلاع به دوستان

ارسال لينک از طريق ياهو مسنجر براي دوستان

دوست داري وبلاگ منو به دوستات تو ياهو مسنجر معرفي کني؟

اگه دوست داري روي عکس بالا کليک کن

جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين وبلاگ

آرشيو
لغت نامه

موزيک
New Page 3

.:: تابلوي اعلانات و بنردوني ::.


? محل تبليغات شما?


 وبلاگ بوی نم بارون

pic kiss

 

 kiss 4 u 

zip size= 946 KB  download 7 pictuяe
 

 اگه عکس یا پوستر خواستید در همین موضوع یا موضوعات دیگه در قسمت نظرات بگید

[+] نوشته شده توسط TM در | |

قصه ي من وخودم

قصه ي من


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط TM در | |

خسته ام.... خسته

خسته ام از نوشتن از عشق ... از نوشتن از این همه دروغ ... خسته از این کلمات کودکانه
... از این دلخوشی های بچه گانه ...
 

خسته از این سردرگمی ... خسته از فراموش کردن بودنم
 ... فراموش کردن هستی ام ... وجودم ...
خسته از بازیهای بچه گانه ...
خسته از کشیدن منحنی به شکل قلب و پرتاب تیری بسوی آن ! خسته از دویدن
 ... برای رسیدن ... برای رسیدن به هیچ !
 

خسته از شنیدن نجوای ناله های عاشقانه عاشقی در کنج تنهایی هایش ...
خسته ام از این اعتیاد قلبم به عشق ... از اعتیاد چشمانم به اشک ...
 

خسته از باور دروغی به نام عشق ... خسته از این قمار ... ازقمار دل ...
 قماری که آخرش چه برنده باشی و چه بازنده ... بازنده ای بیش نخواهی بود ...
 قماری که در پایانش بجای مشتی اسکناس چکشی رد و بدل می شود
که برنده با آن بر دل بازنده می کوبد ... چکشی که فقط خرد می کند ...
 و دست به دست منتقل می شود ...
 

خسته از جارو کردن خرده شیشه های دل ...
خسته از بریده شدن دستم به دست این خرده شیشه های مقدس ... خسته از مرهم گذاشتن بر این زخم های کهنه ...

خسته از شنیدن صدای در ... در دل ... که هر از گاه غریبه ای بر آن می کوبد ... خسته ام از نوشتن نام این رهگذران بر دیواره دلم با تیشه عشق ...
 
 خسته از پاک کردن نام این رهگذران پس از رفتنشان از این سامان ...
 
خسته از کاروانسرا شدن دل ... و به زیر سوال رفتن عشق !

خسته ام ... خسته .... خسته ی خسته ...
 
باران ببار بر این تن خسته ........................

[+] نوشته شده توسط TM در | |

بی تو تو این همه فضا نفس برام کم میاد

 

در مرگ من  نماز وحشت بخوان

 

اگر خود دچار این مراسم اجباری  !

 

که مرگ من پایان  جهان است !

 

عبور پرستو از پهنای  تقویم !

 

سقوط واپسین  برگ از پیچک دگم ترین دیوار ...

 

برلبانم گل سرخی بگذار

 

 

تا طعم بوسه های تو  با من  باشد ...

 

 


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط TM در | |

مواظب باش اسمون اشکاتو نبینه چون دلش می شکنه

 

من همی خندم برسم روزگار                                         

                             کاین چه ناهمواری وناراستیست

خنده ی ما را حکایت روشن است                                          

                                گریه ی بلبل  ندانستم زچیست

 


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط TM در | |

عبور کن از جسم متلاشیم

باشه قبول این بار هم حق تقدم با تو

عبور کن از جسم متلاشیم

نه  ؛  من خطر نمی کنم

من از روحت فرار نمی کنم 

     


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط TM در | |

سحر روشن فردا كو؟

سحر روشن فردا كو؟ گل صد برگ تمنا كو؟ اشك و لبخند و تماشا كو؟آنهمه قول و غزل ها كو؟





 

[+] نوشته شده توسط TM در | |

دور از پیچیدگی

....تنهایه تنها.


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط TM در | |

تقديم به باران

[+] نوشته شده توسط TM در | |

من همون جزيره بودم........

من همون جزيره بودم........


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط TM در | |

من اگر از لحظه هایم با تو میگویم تو را می جویم

  

  جای هیچ شک نیست ٬

 کوچه از اندیشه ی باران خالی است!

من هنوز  در نقطه ی اغاز خود  درجا میزنم 

   نمی دانم به امید کدامین دست چشم در راهم

در این اشفته بازار نگاه هیچ چشمی روبه روی قصه ام خم نیست

خلوتی باید و شاید فکری!

 

(لینک عکس ترکید)

 

[+] نوشته شده توسط TM در | |

قیصر امین پور.........

گزیده ای از اشعار قیصر امین پور در ادامه ی مطلب

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط TM در | |

:: مطالب پيشين::